السيد الخميني
716
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )
از موجودات است كه قبول وجود مىكنند ابتدائاً و استقلالًا ، چون جواهر مثلًا ؛ و بعضى از موجودات است كه قبول وجود نكنند مگر پس از موجوديت شىء ديگر و به تبعيت موجود آخر ، مثل اعراض و اشياى ضعيف الوجود ؛ مثلًا تكلم زيد بخواهد موجود شود ، از امورى است كه قبول وجود نمىتواند بكند مگر به تبع ؛ و اعراض و اوصاف بدون وجود جواهر و موصوفات آبى از وجودند و امكان تحقق ندارند ؛ و اين از نقص ذاتى و نقصان وجودى خود اين موجودات است ، نه نقصان در فاعليت و موجديت حق تعالى شأنه . پس ، معلوم شد كه جبر و نفى وسايط وجوديه در سلسلهء موجودات امكان ندارد . و از براهين قويّه در اين باب آن است كه چنانچه ماهيات به حسب نفسْ منعزل از تأثير و تأثر [ هستند ] و جعل بالذات به آنها متعلق نيست ، همچنان حقيقت وجود بذاته منشأ تأثير است كه نفى تأثير از آن مطلقاً مستلزم انقلاب ذاتى است . پس ، ايجاد مراتب وجود بىآثار و منفى الاثر مطلقاً ممكن نيست و موجب نفى شىء از ذات خود است . بالجمله ، معلوم شد كه تفويض و جبر هر دو در مشرب برهان تامّ و ضوابط عقليه باطل و ممتنع است ، و مسلك « امر بين الامرين » در طريقهء اهل معرفت و حكمت عاليه ثابت است ؛ منتها در معناى آن بين علما - رضوان اللَّه عليهم - اختلاف عظيم است . و آنچه در بين تمام مذاهب اتقن و اسلم از مناقشات و مطابقتر است با مسلك توحيد مشرب عرفاى شامخين و اصحاب قلوب است ؛ ولى [ اين ] مسلك در هر يك از معارف الهيه از قبيل سهل ممتنع است كه حل آن با طريقهء بحث و برهان ممكن نيست ، و بدون تقواى تامّ قلبى و توفيق الهى دست آمال از ادراك آن عاجز است . از اين جهت آن را به اهلش كه اولياى حق هستند بايد واگذار نماييم . و ما به طريقهء اصحاب بحث وارد اين وادى شويم . و آن آن است كه تفويض را كه عبارت از استقلال موجودات است در تأثير ، و جبر را كه نفى تأثير است ، برأسه نفى كنيم و منزلهاى بين المنزلتين ، كه اثبات تأثير و نفى استقلال است ، قائل شويم و گوييم : منزلهء ايجاد مثل وجود [ و ] اوصاف وجود است : چنانچه موجودات موجودند و مستقل در وجود نيستند و اوصاف براى آنها ثابت است و مستقل در آن نيستند ، آثار و افعال براى آنها ثابت و از آنها صادر است ولى [ غير ] مستقل در وجودند ، و فواعل و